دیدگاه

من در تکاپوی مفهوم گمشده

آخر هفته‌ی به شدت درگیر روزمره‌گی‌های زندگی، داشتم فکر می‌کردم که برای رهایی از خسته‌گی‌ روزهای دلگیر هفته سپری شده چه باید کنم، چون میخواستم این‌که آن هفته چگونه سپری شده و چه اتفاقات افتاده است، فراموش گردد. آدم نیاز دارد یک روز را هم که شده برای خودش باشد …

ادامه »

بحران پسا مهاجرت

به قول صایب تبریزی: جگر شیر نداری سفر عشق مکن ـــــــــــ سبزه تیغ درین ره ز کمر می گذرد مهاجرت امر معمول بین انسان‌هاست. انسان‌ها به دلایل مختلف کشورهای شان را ترک مینمایند و به کشورهای دیگر مهاجرت می‌نمایند. مهاجرت پروسه وقت گیر و طولانی است و به سادگی اتفاق …

ادامه »

خوشحالی

طولانی زندگی کن و فیلسوف خواهی شد.   این مطلب گرفته شده از نسخه‌ی پادکستی «ناوال» است که به گفتگو روی فسلفه‌ی سلامت، ثروت و خوشحالی می‌پردازد. تصوری که ما معمولاً از فسلفه داریم، عملی نیست. چیزی خلاصه و مبهم است که در گذشته‌ی دور در یک زبان شیک نوشته …

ادامه »

گفتگو

+ هر صبح وقتی از خواب بیدار میشوی چه‌کار می‌کنی؟ – اخبار می‌خوانم. + چگونه اخباری؟ – اخبار افغانستان، اخبار جهان، و اخبار سوییس. + مگر مسلمانان هر صبح نماز نمی‌خوانند؟ + دیریست نماز من خواندن اخبار شده. – خوب نخواهد بود اخبار خواندن را رها کنی؟ چون فکر می‌کنم یکی از دلایل بی خوابی‌ات همین است. + پس چه‌کار کنم؟ – …

ادامه »

روزگار آشفته

ساعت ۱۲ شب؛ من باپیاله چای سیاه کنار پنجره نشسته ام، فضا آکنده از ناامیدی، یاس و  تاریکی است.  ذهن من  هم درگیر اتفاقات ناخوشایند روز؛  از خواب هیچ اثری نیست، احساس بیهودگی می‌نمایم، سرم بالای تنه‌ام سنگینی می‌کند و اصلن حالی خوبی ندارم. برای گریز از درگیری‌ها  به سراغ …

ادامه »

دست‌آوردهای شکننده‌ی زنان و دورنمای مذاکرات صلح با طالبان

فرض کنید که همین امروز مذاکرات صلح با طالبان به نتیجه رسید و آنان از جنگ دست بر‌می‌دارند و به آغوش جامعه افغانستان باز می‌گردند؛ اما پس از آن چه می‌شود؟ ولی احساس جریحه‌دار شده هیچ کودکی دیگر به دوره‌ی کودکی‌اش بر نمی‌گردد و هیچ چیزی کمبود احساس یک مادر …

ادامه »

وقتی خم خانه‌های شراب باز اند

قسمت اول به اولین خم خانه‌ای شراب می‌رسند. آن‌ها چهار نفر هستند. دو مرد و دو زن. موسیقی نسبتاً شادی از خم خانه پخش می‌شود. یک مرد دیگر نیز با آن‌ها یکجا می‌شود. یک مرد سی و هشت‌ساله؛ خندان و مؤدب. آن پنج نفر به جز کابل همه سوییسی هستند. …

ادامه »

قاتل کیست؟

بومممممم … انفجار. یک، دو، سه، چهار، پنج کشته. یک، دو، سه، چهار، پنج … بیست زخمی. یک، دو، سه، چهار، پنج … صدهزار حیران. کسی این کار را کرد. کسی که خودش اول مُرد. او اینجا بود. یک دقیقه پیش. خود را به موتر کوبید و آن حالت به …

ادامه »

رنج و چنگیز

امشب من غمگینم. خیلی غمگین. حوادثی پیش‌آمده. حوادثی هولناکی. این حوادث مرا غمگین ساخته‌اند. این حوادث مرا رنجانده‌اند. غم و رنج چه استند؟ این حس چیست؟ اینکه غمگینم یعنی چه؟ من هیچ نمی‌دانم. آیا خدا خالق رنج است؟ این برایم عجیب است. خدا چطور می‌تواند خالق رنج باشد. اما من …

ادامه »

زندگی در نگاره پندار

زنگ ساعت به صدا می‌آید و من با آرامش کامل از خواب بیدار می‌شوم. چه‌چه پرندگان همه جا را فرا گرفته است و فضا آکنده از آرامش، امید و انرژی شده است. صدای آژیر امبولانس و موتر پولیس دیگر تبدیل به افسانه شده و دیر زمانی می شود چنین نشنیده‌ام. …

ادامه »