• زندگی، وجود و اصل انرژی آزاد

    بیایید یک بازی بکنیم. قواعد این بازی ساده است. فقط باید به این فکر کنیم که چه چیزی وجود دارد. من فهر…

  • «رضا براهني: از 1314 تا هميشه»

    «آيا تو يک نفری ؟يا مجموعه نفراتی؟يا ترکيبی از اشاره‌های سراسر تصادفی از چهره‌های عزيزی هستی که می‌ش…

  • روزگار آشفته

    ساعت ۱۲ شب؛ من باپیاله چای سیاه کنار پنجره نشسته ام، فضا آکنده از ناامیدی، یاس و  تاریکی است. &…

  • رنج و چنگیز

    امشب من غمگینم. خیلی غمگین. حوادثی پیش‌آمده. حوادثی هولناکی. این حوادث مرا غمگین ساخته‌اند. این حواد…

  • میخی فرورفته بر دیوار شعر کوتاه

    شعر نو یا شعر پیشرو در سال‌های اخیر در ادبیات فارسی به شدت بحث برانگیز بوده است و اختلاف نظر روی ساخ…

أخر المقالات

مهمانی

قسمت دوم و پایانی کابل امشب دعوت است. به خانۀ کریستف کریتنا. آقای کریتنا وقتی جوان بوده آشپز بوده. بعد معلوم نیست چرا تصمیم گرفته دکتر شود. او از پولداران محله است. خانۀ او در بالای یک تپه قرار دارد.  آن‌ها به آنجا می‌رسند. کابل با دوستانش. آن‌ها به در …

ادامه »

وقتی خم خانه‌های شراب باز اند

قسمت اول به اولین خم خانه‌ای شراب می‌رسند. آن‌ها چهار نفر هستند. دو مرد و دو زن. موسیقی نسبتاً شادی از خم خانه پخش می‌شود. یک مرد دیگر نیز با آن‌ها یکجا می‌شود. یک مرد سی و هشت‌ساله؛ خندان و مؤدب. آن پنج نفر به جز کابل همه سوییسی هستند. …

ادامه »

قاتل کیست؟

بومممممم … انفجار. یک، دو، سه، چهار، پنج کشته. یک، دو، سه، چهار، پنج … بیست زخمی. یک، دو، سه، چهار، پنج … صدهزار حیران. کسی این کار را کرد. کسی که خودش اول مُرد. او اینجا بود. یک دقیقه پیش. خود را به موتر کوبید و آن حالت به …

ادامه »