• زندگی، وجود و اصل انرژی آزاد

    بیایید یک بازی بکنیم. قواعد این بازی ساده است. فقط باید به این فکر کنیم که چه چیزی وجود دارد. من فهر…

  • «رضا براهني: از 1314 تا هميشه»

    «آيا تو يک نفری ؟يا مجموعه نفراتی؟يا ترکيبی از اشاره‌های سراسر تصادفی از چهره‌های عزيزی هستی که می‌ش…

  • روزگار آشفته

    ساعت ۱۲ شب؛ من باپیاله چای سیاه کنار پنجره نشسته ام، فضا آکنده از ناامیدی، یاس و  تاریکی است. &…

  • رنج و چنگیز

    امشب من غمگینم. خیلی غمگین. حوادثی پیش‌آمده. حوادثی هولناکی. این حوادث مرا غمگین ساخته‌اند. این حواد…

  • میخی فرورفته بر دیوار شعر کوتاه

    شعر نو یا شعر پیشرو در سال‌های اخیر در ادبیات فارسی به شدت بحث برانگیز بوده است و اختلاف نظر روی ساخ…

أخر المقالات

دیگر هیچ‌وقت به توپ لگد نزدم

من آمدن طالبان را به کابل خوب به یاد دارم. خیلی کوچک بودم آن زمان. شاید چهار یا پنج‌ساله. بااین‌وجود، خوشی‌های پدرم و شُکر کشیدن‌های مادرم همه به یادم استند. آنان هر دو از آمدن طالبان خوشحال بودند. چون آن را به مفهوم به میان آمدن دولت در افغانستان می‌دانستند. …

ادامه »

من و کتاب بچه های نیمه شب

وقتی خواندن کتاب بچه های نیمه شب را تمام کردم، به دلیل جذابیت سبک نوشتاری و محتوا داستان، تصمیم  به نوشتن معرفی مختصر آن را گرفتم؛ اما سرگذشت ‌ام، از اینکه بلاخره موفق به مطالعه یکی از آثار سلمان رشدی شدم، را جالب تر یافتم و خواستم آنرا بنویسم. سلمان …

ادامه »

بررسی بازی خدای جنگ (God of War)

زمانیکه چند شب پیش آخرین آتش های «تیغه های آشوب» را بر سر دشمنان خدایِ جنگ فرو میریختم، وجودم سرشار از رضایتی بود که از خرید پی‌اس‌فور بخاطر این بازی و Red Dead داشتم. این بازی مصداق بارز یک گیم کامل و از نظر من (با تمام احترامی که به …

ادامه »