سخت کوشی بر استعداد زمانی پیروز میشود که استعداد تلاش و سعی کافی به خرج ندهد. باورِ اینکه هوش و ذکاوت بر همه چیز پیروز میشود خیلی وسوسه برانگیز است. «اگر یک نابغه میبودم» جوابِ جادوییِ مطلوب به تمام چیزهایِ که تا حالا خواستهایم است. اگر

اتفاقهای از نظیر این را حتماً تجربه کردهاید: با گروهی کوچک از دوستان در یک رستوران نشستهاید. همه از غذا و صحبت لذت میبرند تا این که کسی تلفون خود را بیرون میکند ــ نه برای یک تماس فوری، بلکه برای دیدن ایمیل، انستاگرام و فیسبوک. شاید شم

برایان اوشیرو، آموزگار میگوید اگر میخواهیم فرزندان ما در این دنیای پیچیده موفق شوند، باید به آنها چگونه فکر کردن را بیاموزیم. و ما میتوانیم با چهار سوال ساده این کار را انجام دهیم. ما همه در زندگی خود خواهان شکوفایی جوانان هستیم، اما هیچ

هر بار که خود را جوابگو دانستم، قسمت کوچکی از خودم را از دست دیگران گرفتم و دوباره در کنترل خود قرار دادم. من زمانی به قدرت فکر میکنم که آن را ندارم. اولین باری که این به ذهنم خطور کرد در سنین نوجوانیام بود، دور و اطراف چهارده یا پانزده س

متخصص علوم رفتاری، «پاول دولان» میگوید که نشانههای سنتی موفقیت، دیگر قابل اجرا نیستند. ما شاید قبلاً هم شک کرده باشیم، اما حالا علم آن را تایید میکند: زنان مجرد و بدون فرزند شادترین گروه در میان مردم هستند. و به گفتهی یک کارشناس برجسته

مشکل در راه حل ما است. مانع، روشِ ما است. اگر به فرهنگ خود ببینیم، چه میبینیم؟ اگر به خودمان ببینیم، چقدر عجیب به نظر میرسیم؟ از آنجایی که به خودمان عادت کردهایم، سخت است تا متوجه شویم، اما این زیبایی هنر است. هنر یک شیوه بر

مضطرب بودن نمیتواند عذر باشد. خیلی سخت است که در کار خود خوب باشید اگر در جواب دادن به مردم بد باشید. خیلی معذرت میخواهم که سلام نگفتم، تماس چشمی برقرار نکردم یا متوجهی حضورت نشدم وقتی که آن روز در راه ورودی تالار به طرفم دست تکان دادی.
