· ۱ دقیقه مطالعه
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
او دوست خوبم بود.
سالهاست که ندیده ام او را
چندی برایم پیامی فرستاد که گمان میکنم در نویسندگی پیشرفت عالی کرده باشی
نوشتم نخیر بعدی رفتن تو دیگر کم نوشتم
نوشت ایمان ندارم به این که دیگر ننویسی
نوشتم هر از گاهی مینویسم برای همسفرم زمانی از دلتنگی هایم و گهی از خوشی هایم اما مانند ان روزها میل به نوشتن ندارم…
نوشت می دانی من بعدی آشنایی تو عاشق شعر شدم ، کتاب میخوانم، سفر کردم به جهان مولانا و شمس اما حالا تو می گویی میل به نوشتن نداری من زمان که شعر ها را مزه مزه میکنم تا بخوانمش با خود می گویم فروغ نیز شعر دوست داشت
نوشتم فروغ شعر دوست داشت!
و او برایم این شعر را فرستاد
«پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را»
#فروغ_روفزی✍🏻
۱
ف
فروغ روفزی
@sofi
آنچه در روح من است را می نویسم…! راه من تصوف، تعقیب میکنم مولانا را، عاشق شمس تبریزم.
۲ نوشته · ۰ دنبالکننده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی نیست. اولین نفر باشید.