ادبیات

وقتی خم خانه‌های شراب باز اند

قسمت اول به اولین خم خانه‌ای شراب می‌رسند. آن‌ها چهار نفر هستند. دو مرد و دو زن. موسیقی نسبتاً شادی از خم خانه پخش می‌شود. یک مرد دیگر نیز با آن‌ها یکجا می‌شود. یک مرد سی و هشت‌ساله؛ خندان و مؤدب. آن پنج نفر به جز کابل همه سوییسی هستند. …

ادامه »

رنج و چنگیز

امشب من غمگینم. خیلی غمگین. حوادثی پیش‌آمده. حوادثی هولناکی. این حوادث مرا غمگین ساخته‌اند. این حوادث مرا رنجانده‌اند. غم و رنج چه استند؟ این حس چیست؟ اینکه غمگینم یعنی چه؟ من هیچ نمی‌دانم. آیا خدا خالق رنج است؟ این برایم عجیب است. خدا چطور می‌تواند خالق رنج باشد. اما من …

ادامه »

زندگی در نگاره پندار

زنگ ساعت به صدا می‌آید و من با آرامش کامل از خواب بیدار می‌شوم. چه‌چه پرندگان همه جا را فرا گرفته است و فضا آکنده از آرامش، امید و انرژی شده است. صدای آژیر امبولانس و موتر پولیس دیگر تبدیل به افسانه شده و دیر زمانی می شود چنین نشنیده‌ام. …

ادامه »

ناممکن «فراموش کابل» و نظریه‌ی «دریافت»

ابراهیم امینی در دفتر شعر فراموش کابل، یک‌افغانستان غزل است. شعر او، شناس‌نامه‌ی خودش و شناس‌نامه‌ی هم‌سرزمینان او است، که یا هم‌چون «موسیچه‌ای در تمام درختان دنیا گریخته‌اند» و یا هنوز هم در «جنگل گرازان»، سرگرم روزگذرانی استند. در شعر هیچ شاعر افغانستان، به پیمانه‌ی متن‌های امینی از افغانستان و …

ادامه »

سفرنامه‌ی همدلی مرز ندارد

گرچه آب رفته باز آید به رود… مدتی می‌شد دنبال کارگاه آموزش نویسندگی بودم ولی افسوس توفیق حاصل نمی‌شد که شامل یکی‌از این دست‌ کلاس‌ها گردم. بالاخره یکی پیدا شد، ولی متاسفانه جالب نبود و نا‌امید شدم. روزی چشمم به صفحه استاد رسولی گرامی افتاد و چشمانم برق زد، چون …

ادامه »

میخی فرورفته بر دیوار شعر کوتاه

شعر نو یا شعر پیشرو در سال‌های اخیر در ادبیات فارسی به شدت بحث برانگیز بوده است و اختلاف نظر روی ساختار و بوطیقا آن هم‌چنان پابرجاست. بعد از نیما و شاملو، مفهوم شعر نیمایی و شعر سپید آهسته، آهسته دگردیس می‌شود چنان که حتا شاعر برجسته‌ی مثل رضا براهنی …

ادامه »

«پریِ كوچكِ غمگين» درنگی در زندگی و شعر فروغ فرخزاد

جاذبه اي كهربا واري كه زندگي، شخصيت و شعرِ سرنوشت ساز فروغ الزمانِ فرخ زاد، اين «پريِ كوچكِ غمگين» شعر پارسي بر من و عدهء كثيري از خواننده گانِ خود اعمال كرده؛ مرا به اين واداشت كه اين كوتاههء ناچيز را-كه البته در خورِ او و هنرش نخواهد بود- بنويسم. …

ادامه »

معرفی کتاب 1984

کتاب  ۱۹۸۴جامعه را که در آن نظام توتالیتر حاکم است، به تصویر کشیده است. جامعه ای که دولت آن با بکارگیری رسانه ها و فنون پیشرفته مردم را به شدت کنترول کرده و همه چیز- اعم از اعمال، حرکات، مشاغل و حتی در مواردی افکار به صورت مداوم تحت نظارت …

ادامه »

دیگر هیچ‌وقت به توپ لگد نزدم

من آمدن طالبان را به کابل خوب به یاد دارم. خیلی کوچک بودم آن زمان. شاید چهار یا پنج‌ساله. بااین‌وجود، خوشی‌های پدرم و شُکر کشیدن‌های مادرم همه به یادم استند. آنان هر دو از آمدن طالبان خوشحال بودند. چون آن را به مفهوم به میان آمدن دولت در افغانستان می‌دانستند. …

ادامه »

من و کتاب بچه های نیمه شب

وقتی خواندن کتاب بچه های نیمه شب را تمام کردم، به دلیل جذابیت سبک نوشتاری و محتوا داستان، تصمیم  به نوشتن معرفی مختصر آن را گرفتم؛ اما سرگذشت ‌ام، از اینکه بلاخره موفق به مطالعه یکی از آثار سلمان رشدی شدم، را جالب تر یافتم و خواستم آنرا بنویسم. سلمان …

ادامه »