نورمحمد نورنیا

نورمحمد نورنیا فرزند دین محمد، زاده‌ی سال ۱۳۶۸ خورشیدی در شهر مزارشریف؛ شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه سمنگان است. دوره‌ی دانش‌آموزشی‌اش را در لیسه‌ی عالی استقلال مزارشریف سپری کرده است. دانشگاه را تا سطح کارشناسی ارشد، در دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بلخ فرا گرفته و این‌روزها درگیر فراگیری برنامه‌ی دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه گیلان جمهوری اسلامی ایران است. نورمحمد نورنیا از پایان سال ۱۳۹۱، تا اکنون در کنار کسب دانش و مدرک، منحیث استاد ادبیات فارسی در دانشگاه سمنگان رسمیت دارد. از این‌استاد و نویسنده‌ی جوان، پنج‌دفتر شعر و هفت کتاب با موضوع ادبیات به نشر رسیده است. او همه‌روز گرفتار خوانش و نگارش مقالات و مباحث متداول و جاری است و این‌مشغله را برای کشورش خیلی مهم و بی‌بدیل تلقی می‌کند. اراده دارد که تا توانایی اندیشیدن داشته باشد، در روشنایی اذهان بپردازد و عرصه‌ی خردورزی را پاس‌داری کند.

ناممکن «فراموش کابل» و نظریه‌ی «دریافت»

ابراهیم امینی در دفتر شعر فراموش کابل، یک‌افغانستان غزل است. شعر او، شناس‌نامه‌ی خودش و شناس‌نامه‌ی هم‌سرزمینان او است، که یا هم‌چون «موسیچه‌ای در تمام درختان دنیا گریخته‌اند» و یا هنوز هم در «جنگل گرازان»، سرگرم روزگذرانی استند. در شعر هیچ شاعر افغانستان، به پیمانه‌ی متن‌های امینی از افغانستان و …

ادامه »

زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

دی‌روز، رقص چندصوفی را در فیس‌بوک گذاشتم. سخنان زیادی نوشتند. چندشماره از آن‌سخنان، در مورد دین و عرفان، نوشته شده بودند که انگیزه‌بخش این‌نوشته شدند. پیش از این‌که وارد مبحث شوم، سه نکته را روشن می‌کنم: 1) نویسنده‌ی این‌نوشته، مدافعِ متعصب مذهب یا مریدِ سربه‌کف عرفان نیست. تنها واقعیت‌هایی از …

ادامه »

تاریخ معاصر و سنگربندی صنف‌های دانشگاه

سال گذشته، دعوت شده بودیم از سوی وزارت تحصیلات عالی افغانستان در تالار کنفرانس‌های آن‌وزارت، به‌منظور این‌که نصاب تحصیلی دانشگاه‌های کشور را تعدیل و تصحیح بکنیم.یکی از پیش‌نهادهای من که پذیرفته نشد و همان باعث شد که من از حلقه‌ی تصمیم‌گیری و بحث، خودم را کنار بکشم؛ درباره‌ی مضمون تاریخ …

ادامه »

جای خالی موسیقی زمینی در افغانستان

نورمحمد نورنیا

سقراط، فلسفه را از آسمان به زمین آورد و ما می‌توانیم با موسیقی این‌کار را کنیم. یکی از چیزهایی که انسان حصر خانه‌گی با آن درگیرست، موسیقی‌است؛ بنا بر این، شاید فرصت مناسبی باشد برای این‌که بتوان درباره‌ی موسیقی افغانستان سخن گفت. من موزیسین نیستم و قصد ندارم موسیقی را …

ادامه »

با دکتر اسدالله حبیب در سواحل گنگا

دکتر اسدالله حبیب را با خوانش کتاب «سه‌مزدور» آشنا شدم. کتاب داستانیی که توصیف‌های شفاف‌اش مرا مجذوب خود کرده‌بود. ریگستان‌هایی را که آقای حبیب در آن‌داستان به‌تصویر کشیده، چنان زنده و سیال‌اند که خواننده را با خود در آن‌ریگستان‌ها می‌برد و با آن‌ترکمن‌های گرسنه و چرکین، هم‌کاسه می‌کند. ارچند خود …

ادامه »

در غیاب فرهنگی پاسخ‌گو

اینان را چیزی‌است که بدان می‌بالند. چه می‌نامند آن‌مایه‌ی به‌خودبالیدن را؟ «فرهنگ» می‌نامندش و همان‌است که ایشان را از بُزچرانان برتر می‌نشاند. – چنین‌گفت‌زردشت، ص26 نویسنده: نورمحمد نورنیا؛ کارشناس ارشد ادبیات فارسی و استاد دانشگاه سخن از فرهنگ، قرارگرفتن در مسیری است برای زنده‌گی. فرهنگ، برخاسته از خردمندی بشر است. …

ادامه »

در پیرامون نزدیک‌نبودن استاد و دانش‌جو

نویسنده: پوهنیار نورمحمد نورنیا، کارشناس ارشد ادبیات فارسی و استاد تحصیلات عالی سمنگان رابطه‌ی استادان و دانش‌جویان در بسیاری دانشگاه‌های کشور، تیره‌است و این، فرآورده‌ی نگاهِ از بالا به‌پایین است که تدریس را نه یک‌کنش دوجانبه؛ بل‌که راه‌اندازی اجبار در قید رسمیات می‌سازد. این‌جاست که هردو جانب (استاد و دانش‌جو) …

ادامه »

نوروز، نه‌تنها جشنِ سازگاری با طبیعت

پیش‌درآمد نویسنده، دنبالِ این نیست که به تاریخ (5000)ساله فخر کند و درازی ریشه‌ی خود را در تأریخ جستجو کرده، به رخ دیگران بکشد. این‌کار را به‌کسانی می‌گذارد که در دشت‌های گذشته، خیمه زده‌اند. سخن نویسنده، صافی‌شدنِ آن آب‌است که از گِل‌آلودبودن آن، ماهی قزل‌آلای دیگران به دست می‌آید و …

ادامه »

فقر فرهنگ مطالعه در افغانستان

امروز قرار است که در پیرامون عنوان «فقر فرهنگ مطالعه در افغانستان» سخنانی که در بضاعت من هستند، خدمت شما عرض کنم. عنوان «فقر فرهنگ مطالعه در افغانستان» خیلی گسترده و پُرشاخ‌وبرگ است؛ بنا بر این، مستلزم تحقیق‌های درازدامن است. باید محدودسازی شود و طبقه‌بندی نیز گردد. سخنانی که من …

ادامه »